فراتر از آسمون



.خداوند ایمان را براى تطهیر شما از شرک قرار داد»
 .نماز را براى پاک شدن شما از تکبّر
.عدل را براى پیراستن دلها
. نیکى کردن به پدر و مادر را سپر نگهدارى از خشم.
.نهى از شرابخوارى را براى پاکیزگى از پلیدی
. ترک سرقت را براى الزام به پاکدامنى
«.خدا را در آنچه به آن امر کرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت کنید

گزیده ای از خطبه آن مستوره لاهوتی و اسوه صبر و نجابت و گذشت و پاکی ٬حضرت زهرا(س).
                                   **********
عشق یعنی دل سپردن در الست. از می وصل الهی مست مست.

 عشق یعنی جلوه صبر خدا. شرم ایوب نبی از مرتضی. عشق بر دلها شهامت میدهد. عشق بر غمها حلاوت میدهد.  عشق بر دلداده درمان میدهد. عاشق جانداده را جان را جان میدهد. عشق باعث شد که دل سامان گرفت. عشق یعنی عشق ناب فاطمه.عشق یعنی صحبت بی واهمه!!!.... 

نظرات 8 + ارسال نظر
مسیح پنج‌شنبه 16 تیر‌ماه سال 1384 ساعت 03:00 ق.ظ http://www.aaddee.blogsky.com/

سلام

مسیح این بار زنبیلشو نیاورده
این بار یه تیکه پارچه باریک سبز رنگ با خودش آورده
و اومده که دخیل ببنده
شاید ...

سربلند بمونی و ایرونی

رضا پنج‌شنبه 16 تیر‌ماه سال 1384 ساعت 11:08 ق.ظ http://marmolak7.persianblog.com

سلام /بنده به نوبه خودم این ایام را به شماتسلیت عرض میکنم /احادیث تمامی نورند/ولی کو عمل ؟

س پنج‌شنبه 16 تیر‌ماه سال 1384 ساعت 11:01 ب.ظ http://blinddreamer.fotopages.com/

mesle tamaamiye goftehashoon kheyli zibast, va hamchenin entekhaabe shoma baraaye poste hamchenin roozhayi.

نیوشای سخن جمعه 17 تیر‌ماه سال 1384 ساعت 12:21 ق.ظ http://niushasokhan.blogsky.com

همیشه عاشق بمونی نازنینم

در پناه معبد عشق

نیوشای سخن جمعه 17 تیر‌ماه سال 1384 ساعت 12:26 ق.ظ http://niushasokhan.blogsky.com


چه میشد اگر میخوابیدی و در عالم رویا به بهشت می رفتی و یک گل زیبا و عجیب را میکندی و وقتی بیدار میشدی آن گل را در دست خود میافتی ؟‌

ساموئل تایلر کالریج


برای بزرگای مطالبی که نوشتین گفتن هر سخن قدر و ارزش نخواهد داشت

پاینده باشین بهترینم

بی دل شنبه 18 تیر‌ماه سال 1384 ساعت 06:36 ق.ظ http://harimedel.persianblog.com

به دردم چشم بیمارت طبیب/ مانده ام مضطر بخوان امن یجیب/ از سخن افتاده ای با من ولی/ چشم بگشا من علی هستم ؛ علی! / ماندنت چون شمع آبم میکند/ رفتنت خانه خرابم میکند/ ای مسیحای علی اعجاز کن/ مشکل مشکل گشا را باز کن/ ای کتاب عشق من بسته مشو/ مثل ِ مردم؛ از علی خسته مشو/ سالروز شهادت بانوی حقیقت و بندگی وعفاف را تسلیت عرض می کنم...

یوسف زهرا گل حیدری شنبه 18 تیر‌ماه سال 1384 ساعت 11:11 ق.ظ http://yoosof.blogsky.com

شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه ی زهرا رو به شما و تمام شیعیان و رهروان راه آن حضرت تسلیت عرض میکنم
اللهم عجل لولیک الفرج
دوست داشتین به من هم سر بزنید

بی دل دوشنبه 20 تیر‌ماه سال 1384 ساعت 09:55 ق.ظ http://harimedel.persianblog.com

آه! مادر
چه بگویم، چقدر تو و بچه هایت مظلومی! در میان خویش و بیگانه هر دو!
باز امروز لباس سیاه بر تن کرده ام، نمی دانم چه مفهومی دارد؟ شاید دنیایی که برای تو و بچه هایت آنقدر کوچک و تنگ است که در اوج جوانی راحتی خویش را، با واگذاردن آن به آ‎خور پیشگان ،از خدا می خواهی، چه ارزشی دارد که در آن شادی کنم،
مادر مهربانم!
امروز پرچم های یا زهرا را بر در و دیوار اداره نصب می کردم و دلم از همه چیز و همه کس ، و بیشتر از دست خودم خون بود.
آری چند گنجد بحر را در کوزه ای!
دریای گسترده ی بزرگی و جمال الهی تورا کدامین غواص در نوردید؟؟!!!
خیلی وقته که بر خودم تاسف می خورم، تنها تورا با حادثه آتش زدن در خانه ات و سقط محسنت وچادر خاکی ات می شناسم!!
وای بر من!
آخر برای چه سوگوار تو باشم؟!
شنیده ام تو مطیع محض و بی چون و چرای خدایت بودی!
و من هیچ شباهتی به تو ندارم!!!
تو دلداده ی خدا بودی!
و من دلداده ی این و آن!!!
اندیشه و رفتارم آنچنان ابلیس را به و جد و سرور آورده است که با همه ی وجود قهقهه های مستانه و فاتحانه اش را در سراسر زندگی ام حس می کنم!!!
مادر مظلومم!
امروز گشتی در تکیه ها و انجمن های عزاداریت زدم، ناله های جان سوز فراوانی بلند بود، اما صد حیف و هزاران که ناله ها چه فراوان و بلند و عاشقان واقعیت که به خاطر تو هوی و هوس خویش را لگدکوب کند ، کم و نا چیز.
مادر مظلومم!
چرا کمتر سخنرانی که داعیه ی حمایت و دفاع از آرمان های تو را دارند سخنت را به هنگام وارد شدن آن مرد نابینا، بیان می کند و به تحلیل علمی و واقع بینانه ی آن می پردازد؟!!
مادر مظلومم!
سخنان دوستانت را در برخی از سایت ها و وبلاگ ها مرور کردم، سخت دلم به درد آمد، بسیاری از آنها راکلیشه ای و فاقد روح تعالی یافته دیدم، گویی عادت کرده ایم باری به هر جهت ، رسم و رسومات خویش را فراموش نکنیم!

دردهایمان را به شما حوالت می دهیم.
نیازهای مادی و جسمی خویش را به شما عرضه می کنیم
شمارا دچار محذور نموده و برای فلان حاجت خویش به فرزندان پاکت قسم می دهیم! اما در خیابان های مان تو را همراه خویش نمی بریم، در روابط خانوادگی و اجتماعی مان دیگران جلو دارند،! در محیط گرم خانواده تو دیگر سخنی برای گفتن نداری!!!
شرمنده ام مادر
به اونی که منو آفریده شرمنده ی نگاههای آکنده از مهر و توام با درد و رنجت هستم!
بازهم مثل همیشه منو ببخش و دستم را بگیر.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد